شنبه 5 بهمن1387 ساعت 13:22
در اين زمانه هيچ کس خودش نيست
کسي براي يک نفس خودش نيست
همين دمي که رفت و باز دم شد
نفس- نفس ، نفس - نفس خودش نيست
همين هوا که عين عشق پاک است
گره که خورد با هوس خودش نيست
خداي ما اگر که در خود ماست
کسي که بي خداست ، پس خودش نيست
دلي که گرد خويش مي تند تار
اگرچه قدر يک مگس ، خودش نيست
مگس به هر کجا بجز مگس نيست
ولي عقاب در قفس خودش نيست
تو اي من ، اي عقاب بسته بالم
اگر چه بر تو راه پيش و پس نيست
تو دست کم کمي شبيه خود باش
در اين جهان که هيچ کس خودش نيست
تمام درد ما همين خود ماست
تمام شد ، همين و بس : خودش نيست

