عجب وضعيتي شده اين قطع وقت و بي وقت برق !!!
سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
با اينكه مدت زيادي از سال جديد نميگذره ولي ظاهراً خشكسالي و كمبود آب روي كار توليد برق هم اثر گذاشته .
اگر قرار باشه از الان روزه 2 الي 3 ساعت برق نداشته باشيم احتمالاً تا آخر سال وضع از اين هم بدتر خواهد شد !
واقعاً چه لزومي داره وقتي كه خودمون كمبود برق داريم، برق رو به كشورهاي ديگه صادر ميكنند ؟
قطعي برق در شهرهاي كوچك ممكنه كم اهميت باشه ولي كشوري كه پايتختش با قطعي برق مواجه بشه موضوع كم اهميتي نيست و قباحت داره. قطع برق در اقتصاد كشور بي تاثير نيست .
شنيدم كه قراره امسال براي شهروندان تهراني قانون جديدي وضع كنند .
با اين مضمون كه :
تمام مغازه هاي شهر تهران تا ساعت 8 و نيم شب بايد كارشون رو تعطيل كنند تا اينطوري در مصرف برق صرفه جويي بشه .
هر چند قطع برق باعث ميشه يادي هم از مرحوم اديسون بكنيم و احتمالاً يه خدا بيامرزي نثار روحش كنيم ولي اگر همزمان با پيشرفت علم و تكنولوژي به وسايلي مثل لامپهاي شارژي و روشنايي هاي گازي و وسايلي از اين دست مجهز باشيم كمتر به ارزش و اهميت برق فكر ميكنيم و سعي ميكنيم يه جوري با برقي وقت گذروني كنيم تا برق بياد .
جالبه !
نميدونم شما هم خاطرتون هست يا نه ؟
يادم مياد اون وقتها كه بچه بوديم به محض اومدن برق همه صلوات ميفرستادند .
الان كه يادم مياد واقعاً خنده داره .
اصلاً ماهيت، موجوديت و قطع و وصل شدن برق چه ارتباطي به حضرت محمد (ص) داره كه قديمي ها از فرط خوشحالي به جاي درود فرستادن به روح اديسون به روح حضرت محمد و آل محمد درود ميفرستادند ؟!؟!
شايد يكي از علتهاش اين باشه كه : بر محمد (ص) درود ميفرستادند چون مردم رو به وجود خدايي آگاه كرد كه امثال اديسون رو آفريده .
ولي يكي از همين قديمي ها ميگفت
:
وقتي كه برق ميومد و نور و روشنايي خونه ها رو روشن ميكرد تمثيلي بود از حضرت محمد (ص) كه مردم رو از ظلمت و تاريكي به سوي نور و روشنايي هدايت كرد .
و در واقع نور برق تداعي كننده ي نور هدايت اسلام بود؛ و صلوات فرستادن حمدي بود در مقابل اون هدايت .
در هر صورت چند سالي بود كه كمتر شاهد قطع برق بوديم يا شايدم اصلاً نبوديم .
اين صلوات فرستادنها خيلي به نظر خنده دار مياد .
قصد توهين به عقايد بعضي ها و يا حضرت محمد (ص) رو ندارم ولي در اينطور مواقع هم اصلاً نميتونم جلوي خنده خودم رو بگيرم حتي وقتي كه يادي از گذشته ها ميكنيم .
به عقيده ي من بايد براي هر كاري موقعيت ، زمان و دليل اون كار رو هم در نظر بگيريم .
بگذريم از اين كه من واقعاً به فضيلت صلوات اعتقاد دارم و ... .
خلاصه همين قطع بي برنامه ي برق باعث شد كمي دود چراغ بخورم !
اگر كمي خوش شانس باشيد و مزه ي بي برقي شب امتحان و از قضا خرابي تمام وسايل شبه برقي منزل رو چشيده باشيد، مزه ي دود چراغ خوردن هاي ابن سينا و زكرياي رازي و همه ي كساني كه به دود چراغ خوردن هاشون افتخار ميكنند رو هم ميچشيد .
شيرينه ! ولي نه براي هر شب !
اجباراً تصميم گرفتم يك بار امتحان كنم .

عکس واقعی است.
باز هم جاي شكرش باقي بود كه دو ساعت بيشتر طول نكشيد .
و همچنين همين يك وسيله ي روشنايي ظاهراً به درد نخور هنوز دور انداخته نشده بود .
در بيابان كفش كهنه نعمت ست .
گاهي وقتها با ديدن بعضي از وسايل از رده خارج حتي فكرش رو هم نميكنيم كه ممكنه يه روزي به دردمون بخوره .
همين چراغ ظاهراً غير قابل استفاده كه قديمي ها بهش ميگفتند چراغ انگليسي يا چراغ بادي ( چون شيشه هاش باعث ميشد باد خاموشش نكنه ) از ارزش زيادي برخوردار بود .
به قول يكي از همون قديمي ها قبل از اومدن برق و همزمان با پيشرفت تمدن، همين چراغ ها رو به ديوار كوچه ها مي كوبيدند و شب ها روشن ميكردند تا كوچه ها رو روشن كنه !
وقتي پاي صحبتهاي قديمي ها مينشينيم از وسايل مورد استفاده ي روزانه شون و يا وسايلي كه اون زمانها اصلاً وجود نداشت و مورد استفاده ي ماست متعجب ميشيم .
شنيدن تعريفهاشون خيلي جالبه !
اگر از اون زمانهايي كه هنوز تلويزيون نيومده بود سوال كنيد ميگند :
تا قبل از اومدن تلويزيون اصلاً نميدونستيم تلويزيون چيه ؟!؟
فقط شنيده بوديم كه يه جعبه ست توش پر از آدم !
و حتي بعد از اينكه تلويزيون اومده بود
خيلي ها تصور ميكردند مجري پشت تلويزيون اونها رو ميبينه .
يكيشون ميگفت بعضي زنها تا مدتها وقتي تلويزيون رو روشن ميكردن با چادر به تماشاي تلويزيون مینشستند و حسابي حجابشونم رعايت ميكردند .
يا اينكه :
تا قبل از اومدن تلويزيون رنگي شنيده بوديم كه يك تلويزيون هايي اومده كه بهش ميگند رنگي .
اصلاً نميتونستيم تصور كنيم كه يعني چي ؟
ميگفتند يعني لباسهاي آدمها رو با رنگ واقعي شون نشون مي ده !
تا حالا چيزي از راديو نفتي شنيديد ؟
تلفن مغناطيسي چطور ؟
خاطره ي قديمي ها از اولين تلفني كه به خوانسار اومد شنيدنيه .
تعداد انگشت شماري تلفن داشتند .
بعد از اون تلفن تقريباً وسيله اي شد براي استفاده ي قشر متوسط و بالاي جامعه .
بد نيست يكي از اين خاطره ها رو اينجا تعريف كنم .
اينطور كه شنيدم اواخر دهه ي 1350 بود كه تلفن به خوانسار اومد ( شايدم اوايل60) .
با اومدن تلفن مزاحمت تلفني هم شروع شد .
اين خاطره نقل قول يكي از همون قديمي هاست :
با يك حاج آقاي روحاني كه همه ي خوانسار هم ايشون رو ميشناختند دوست بودم .
اين حاج آقا كه بالاي منبر ميرفت و از جمله عالمان خوانسار به شمار ميرفت
برامون تعريف كرد كه يك شب كه خواب بوديم تلفن زنگ زد .
با اينكه نصف شب بود و عصباني شده بوديم، گوشي رو برداشتم .
آقايي پشت خط بود كه با كمال احترم گفت :
ببخشيد حاج آقا بد موقع مزاحمتون شديم . ما اينجا جمعي هستيم كه در مورد موضوعي بحثمون شده .
سوالي از خدمتتون داشتيم .
شما نميدونيد قاتل شيخ فضل الله نوري چه كسي بود ؟
حاج آقاي روحاني گفته بود :
الآن حضور ذهن ندارم ولي اگر بخواهيد فردا صبح به كتابهايم رجوع ميكنم و جواب رو براتون پيدا ميكنم .
مزاحم گفته بود :
نه ! اگر ميشه همين الان جواب رو پيدا كنيد و به اين شماره كه خدمتتون عرض ميكنم زنگ بزنيد (****) . ما منتظر جواب بيدار ميمونيم .
اين حاج آقاي بيچاره ساعتها گشته بود و بعد پيدا كردن جواب به شماره ي داده شده زنگ زد .
مدتي تلفن بوق ميزنه و تا برداشتن گوشي طول ميكشه .
از اون طرف خط آقايي كه صداش گرفته بود و مطمئناً اون موقع شب خواب بود ميگه : بله بفرماييد .
به محض برداشتن گوشي حاج آقا به تصور اينكه ايشون همون آقا هستند ميگه :
سلام . بنده فلاني هستم . خواستم بگم كه قاتل شيخ فضل الله نوري فلاني بود !
شخصي كه اشتباهي و عمداً شماره اش را به حاج آقا داده بودند با عصبانيت ميگه :
حاج آقا از شما بعيده ! شما كه منبري هستيد و مردم رو ارشاد ميكنيد .
حالا خودتون نصف شب مزاحم ميشيد كه بگيد قاتل فلاني ، فلاني بود ؟!؟!؟!
و با عصبانيت گوشي رو زمين ميذاره !
با بالاتر رفتن فرهنگ مردم و ديجيتالي شدن تلفنها مزاحمتهاي تلفني هم كمتر شد .البته كل ايران رو عرض ميكنم .
اين نمونه اي از يك مزاحمت تلفني ساده بود .
چند خاطره از همين مزاحمتهاي تلفني شنيدم كه واقعاً شخص رو به زحمت انداخته ! بگذريم ...
از دود چراغ خوردن و قطع برق به كجا رسيديم ؟
غرض از اين همه روده درازي ...
گفتم وسايلي كه الان ما در اختيار داريم مثل همين كامپيوتر و اينترنت و ... حدود ۱۰۰ سال يا حتي 50 سال پيش براي نسلهاي قبل از ما قابل تصور نبود .

و همچنين وسايل مورد استفاده ي اونها براي ما تعجب آوره .
به نظر شما 100 سال ديگه نوه ها و يا نتيجه ها و كلاً نسلهاي بعد از ما (
) از همين كامپيوتري كه الآن رو به روي شماست با تعجب ياد نميكنند ؟
100 سال ديگه چه تكنولوژي جديدتري مورد استفاده ست كه در حال حاضر حتي براي ما قابل تصور نيست ؟
احتمالاً براي نسلهاي بعد ، قطع وقت و بي وقت برق امروز ما تعجب آوره !

