تبليغاتX
جوان امروز
یکشنبه 30 دی1386 ساعت 0:48
 

منم حسين، پسر علي و همچون او خيبر شكن، شيرين سخن، چابك بدن، شمشيرزن، مسكين نواز و بي نياز .

منم و يك كوله بار اطلسي .
به خدا اگر تن به تن درآييد تف مهتابي از دهن ماه بني هاشم شما را كافيست .
اما اگر از گردنه هاي گناه باز آييد، به دشت دوستي با من بپيونديد، خواهم گفت كه از كجا آمده ام .

من از ارث آدم، از خون هابيل، از ديرينگي نوح، از حوصله ايوب، از سيره ي معطر محمد آمده ام .

سپاهيان به نيرنگ آمده اند . سنگ و سپر بكوبيد، كيل بكشيد، صوت بزنيد. صداي حسين به لشكريان نرسد .
حسين در هنگامه اي از درد نفس ميكشد . پس چاره اي جز جنگ نيست . حيف از ذوالفقار علي كه در دسترس هركس ...
و اينك گردن زن كركس ...

اي زخمها بجوشيد ...

اي قرنها خاتون خيمه ها يم را ياري كنيد ...

اي مردها نصرتم كنيد ...

الا اي تيرها از سر بگيريد
به سوي خاندانم پر بگيريد
اگر با كشتن من عشق برجاست
مرا اي شمشيرها در بر بگيريد

 


عاشورا پايان ندارد . انتهاي اين قرن عصر ظهور است .
اين ماييم كه پايان ميگيريم . امسال هم عاشورا از ما عبور كرد .

زخم عصر عاشورا توسط زينب به همه ي دنيا مخابره شد .
خبر اين بود، صريح و مثل شهاب سوزاننده :

كالبد جاهليت آمده بود با دهان گشاده ي جنگ عاشورا، گوهر عصمت را در دهان خويش ببلعد .
اما تمام دنيا ديدند كه از درون درياي مصيبت، ناگهان به جوش آمد، خروشان شد، برش بگرفت و دري چون صدف از سينه بيرون داد . نام او حسين بود .

امشب اما زينب جان ! الرحمن بخوان .
عروس جشنواره ي اندوه ، الرحمن بخوان كه عروس سوره هاي قرآن است .

چند منزل ديگر تويي و قوم قافل، كوفه ي كاهل، جماعت جاهل، تويي و بوسه پيشاني و محمل .
كمر خم كني تازيانه بر پشتت مينشيند .

اما عاشورا پاياني ندارد ...
هرجا دلي بشكند ، وصيت نامه هاي يتيم حسين سر باز ميكنند .

اگر در فلسطين و عراق بمبي ميتركد ،
كودكي از گرسنگي غش ميكند ،
دست خونين عباس جاني دوباره ميگيرد .

هر جا كه از مصيبت جنگي كودكي گريه ميكند ،
رقيه بي قرار ميشود .

جوانمردا ! كجايي ؟!؟

در اين عصر عاشورا اگر حسيني نيستي ، زينبي باش !

نوشته شده توسط سودابه | لینک ثابت | موضوع: