تبليغاتX
جوان امروز

چهارشنبه 21 آذر1386 ساعت 0:16
 

دارم از زلف سياهش گله چندانكه مپرس
كه چنان ز او شده ام بي سر و سامان كه مپرس
كس به اميد وفا ترك دل و دين مكناد
كه چنانم من ازين كرده پشيمان كه مپرس
به يكي جرعه كه آزار كسش در پي نيست
زحمتي ميكشم از مردم نادان كه مپرس
زاهد از ما به سلامت بگذر كاين مي لعل
دل و دين ميبرد از دست بدان سان كه مپرس
گفت و گوهاست در اين راه كه جان بگذارد
هر كسي عربده ي اينكه مبين آن كه مپرس
پارسايي و سلامت هوسم بود ولي
شيوه اي ميكند آن نرگس فتان كه مپرس
گفتم از گوي فلك صورت حالي پرسم
گفت آن ميكشم اندر خم چوگان كه مپرس
گفتمش زلف به خون كه شكستي گفتا
حافظ اين قصه دراز است به قرآن كه مپرس

                                             " حافظ "
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت ؟
گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت طولي نكشد ، تو نيز خاموش شوي

نوشته شده توسط سودابه | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه 20 آذر1386 ساعت 16:57
 

در انتظار طلوع ماه ...

صداي گريه هاي زير زيرانه اش را در سكوت شب ميشنيدم . بغضش را در گلو فرو ميداد تا كسي نفمد رازي در دل دارد .
دلش ميخواست خستگي بيخوابي هاي شبانه اش را فرياد زند . اما ...
اما بغض مجال فرياد نميداد. با خود ميگفت :
كاش هيچ وقت نيامده بود.
كاش هيچ وقت نميرفت .
كاش...
شب رو به صبح بود و بايد با ماه خداحافظي ميكرد .
گفت خداحافظ ؛ در حالي كه گونه هاي خيسش را پاك ميكرد .
در حالي كه به اميد يك انتظار گفت خداحافظ  . او اميد داشت كه اين آغاز يك پايان نيست .
طلوع آفتاب و غروب ناخواسته ماه را نظاره ميكرد .
شب را دوست داشت؛ ماه را ... ستاره ها را ... سكوت را ... . اما كسي نديد اشكهاي پنهاني اش را وقتي كه ماه غروب ميكرد... ، وقتي كه ميگفت : خداحافظ ...  .
او در طلوع ناخواسته ي خورشيد منتظر ماند تا فردا شب كه ماه دوباره طلوع كند .
 
 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

" سنگسار "


دوست عزيزي توضيحاتي را درباره مجازات سنگسار در قوانين جزايي ايران خواسته بودند .
مجازات سنگسار جزو آن دسته از مجازاتهاي حدي است كه براي زنان و مردان داراي شرايط احصان ( متاهل ) در نظر گرفته شده كه مرتكب زنا ميشوند .
ماده 102 ق.م.ا :
" مرد را تا نزديكي كمر و زن را تا نزديكي سينه در گودال دفن ميكنند آنگاه رجم مينمايند ."
ماده 104 ق.م.ا :
" بزرگي سنگ در رجم نبايد به حدي باشد كه با اصابت يك يا دو عدد شخص كشته شود همچنين كوچكي آن نبايد به اندازه اي باشد كه نام سنگ بر آن صدق نكند ."
خوشبختانه در حال حاضر اجراي اين مجازات غير انساني در دادگاههاي ايران كاهش يافته است . زيرا اولا راههاي ثبوت جرايم حدي بسيار مشكل است . و ثانيا اين مجازات همواره مورد انتقاد مدافعان حقوق بشر بوده و هست .
از آنجايي كه كشور ايران مدعي و طرفدار حقوق بشر است تدابيري را براي محدود ساختن اجراي اين مجازات وحشيانه و غير انساني در نظر گرفته است .

* براي توضيحات بيشتر مطالعه سايتهاي زير را پيشنهاد ميكنم :

تحليل فمينيستي مجازات سنگسار

محدوديت سنگسار در لايحه قانون جديد مجازات اسلامي

دادخواست براي حذف مجازات سنگسار از قوانين ايران

نوشته شده توسط سودابه | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 19 آذر1386 ساعت 0:37

 

متاسفانه قوانين جمهوري اسلامي ايران سرشار از ايرادات ، ابهامات و تناقض هاي ريز و درشتي است كه با وجود آگاهي مسئولان، تا كنون اقدامات در خور توجهي جهت اصلاح هر چه سريعتر اين قوانين به عمل نيامده است .

براستي جاي سوال است كه نمايندگان مجلس به جاي پرداختن به وظايف اصلي خود چه مي كنند ؟

پاسخ به اين سوال را در پستي از جناب آقاي رفعتي ( اينجا ) ميتوان يافت .

 

يكي از اين نواقص قانوني كه مورد تاييد مسئولان است و تا حدودي بحث اصلاح آن در مجلس به ميان آمده، قوانين مربوط به سن بلوغ و رشد اشخاص و آثار مترتب بر آن است .

 

ماده 49 قانون مجازات اسلامي اشعار مي دارد :

 " اطفال در صورت ارتكاب جرم مبري از مسئوليت كيفري هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه بر عهده ي سرپرست اطفال و عندالاقتضاء كانون اصلاح و تربيت اطفال مي باشد "

 

اين ماده در تبصره 1 به تعريف طفل مي پردازد :

" منظور از طفل كسي است كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد "

كه متاسفانه سن بلوغ در قوانين كيفري ما مشخص نشده است .اما به طور كلي دوران طفوليت به دو دسته تقسيم ميشود :

1.دوره فقدان تميز و عدم مسئوليت كيفري مطلق : كه از تولد آغاز و تا 7 سالگي پايان ميابد .

2. دوره تميز و برخورداري از مسئوليت كيفري نسبي :

كه از 7 سالگي شروع ميشود و تا رسيدن به سن بلوغ ( 9 سال قمري در دختران و 15 سال قمري در پسران ) ادامه ميابد.

همچنين  تبصره 1 ماده 1210 قانون مدني در تعريف سن بلوغ بيان ميكند : " سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمري و در دختر نه سال تمام قمري است "

 

* در تفسير اين تعاريف و مواد قانوني به اين نتيجه ميرسيم كه اگر دختري پس از پايان نه سالگي و پسري پس از پانزده سالگي ، تا قبل از رسيدن به سن رشد ( 18 سالگي ) مرتكب جرم كيفري شود همانند اشخاص بزرگسال داراي مسئوليت است ؛ در حالي كه همين شخص ( دختر 9 ساله و پسر 15 ساله ) در خصوص مسايل حقوقي و مسئوليتهاي مدني تا قبل از رسيدن به سن رشد تحت سرپرستي ولي يا قيم خود قرار دارد و هيچگونه مسئوليت مدني متوجه او نيست . براي مثال حق دخالت در امور مالي خود را ندارد مگر اينكه به سن رشد رسيده باشد .

 

* از ايرادات مهم ديگري كه موجبات ابهام و تعارض را در اجراي قوانين فراهم كرده است، نامشخص بودن سن دقيق رشد در قانون است .ماده 1209 ق.م مقرر ميداشت :

" هر كس داراي 18 سال تمام نباشد در حكم غير رشيد است . مع ذلك در صورتي كه بعد از 15 سال تمام رشد كسي در محكمه ثابت شود از تحت قيمومت خارج ميشود ."

كه متاسفانه اين ماده به موجب اصلاح موادي از قانون مدني حذف گرديد . با وجود حذف اين ماده ، هنوز در عمل شاهد آن هستيم كه حقوق كنوني ايران سن 18 سال را اماره رشد ميداند . براي مثال ، گرفتن گواهي نامه ، باز كردن حساب بانكي ، خروج از كشور بدون اجازه ولي يا قيم ، تصرف در اموال و ... براي اشخاص زير 18 سال امكانپذير نيست .

 

* از ديگر انتقادات ، تعيين نادرست سن بلوغ ( براي دختر 9 سال تمام قمري و پسر 15 سال تمام قمري ) در تبصره 1 ماده 1210ق.م است .

كه از نظر من در حال حاضر سن بلوغ به طور محسوسي افزايش يافته است . به طوري كه امروزه به ندرت ميتوان دختر 9 ساله اي را يافت كه به سن بلوغ رسيده باشد . اين ايراد از آنجا ناشي ميشود كه سرچشمه احكام اسلامي كشور عربستان است . با اين توصيف و با توجه به تفاوتهاي اقليمي و نژادي بين اقوام عرب و ايرانيان لزوم ايجاد تغييراتي در اين خصوص توسط فقها و قانونگذارن احساس ميشود . زيرا كه اين نواقص زمينه طرح پرسشهايي از اين قبيل را فراهم مي آورند كه :

                     " مبناي تعيين سن 16 سال براي راي دهندگان چيست ؟ "

 

در نهايت آنچه از قانونگذاران انتظار ميرود ، تعيين سن خاصي براي مترتب شدن آثار مسئوليت مدني و كيفري به طور يكسان است . بدون در نظر گرفتن جنسيت و به طور برابر .

باتوجه به سرعت كار مجلس پيشبيني ميشود حداقل تا 10 سال ديگر تغييراتي در اين مواد به وجود آيد .

 

نوشته شده توسط سودابه | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه 16 آذر1386 ساعت 22:46
سلام
درست يك سال گذشت . 16 آذر 1385 بود كه وبلاگ جوان امروز متولد شد . دقيقاً شبي مثل امشب .
داشتم اولين پستم رو ميخوندم .
با خوندن اولين پست پارسال متوجه شدم كه از پارسال تا امسال چقدر عوض شدم . پارسال ميگفتم مهمترين هدفم از درست كردن اين وبلاگ گفتن حرف دل جووناي امروزه !!!
يكي نبود به من بگه تو كه نميتوني حرف دل خودت رو راحت بزني ، حالا ميخواي حرف دل جوونا رو بگي ؟؟؟!!!
مگه حرف دل جوونا رو ميدوني؟
از پارسال تا امسال خيلي چيزا تغيير كرده . وقتي پستهاي پارسال رو خوندم با خودم گفتم برو بابا چقدر دلت خوشه . يعني چقدر دلت خوش بود... عجب توهمي ، اعتماد به نفسي !!! منو باش ميخواستم حرف دل جوونا رو بزنم .

يك سال گذشت و من تازه فهميدم جووناي اين دوره زمونه مثل جوناي قديم نيستند ؛ پر اميد و پر انرژي .
وقتي پدر بزرگها و مادر بزرگها  ميگند ما همسن شما بوديم اينطوري نبوديم ؛ فهميدم تقريباً همه همينطوريند . بيحوصله .
دلم ميخواست به دوران دبيرستان برگردم . دوران خيلي شادي بود .بي خيال از اين دنيا ، پر از اميد ، شيطون ، چه آتيشايي كه نميسوزونديم . هر چي انرژي داشتيم تخليه ميشد .
ولي حالا چي؟ نميگم دوران دانشگاه دوران بديه نه . ولي مشكلات خاص خودش رو داره . به مراتب درسها سنگينتره، مسئوليتها بيشتره و ... .  دلم ميخواد زودتر اين دوران دانشگاه تموم بشه . ولي به هر كي كه  گفتم ، گفته : دلت خوشه . وقتي ليسانست رو بگيري اوضاع از اين بدتره . تازه بدبختيات شروع ميشه . تو خونه كه نميتوني دووم بياري . پس يا بايد به فكر كار باشي يا به فكر فوق ! كار رو كه ولش . يعني فكرشم نكن . اگر هم فكرشو كردي همينطور جوياي كار بمون . چون نجيب زادگان بر ما مقدمند . يعني هر جا بري براي آزمون استخدامي ، اولاً كه تعداد افرادي كه نياز دارند كمه . يك نفر بيشتر نميخواند فوقش دو نفر ، حالا چون تويي سه نفر . ثانياً قبول شدگان از قبل تعيين شدند . اين همه اولويت بندي و ... هم براي اينه كه من و تو رو ... گير اوردند . ميخواند باور كنيم كه پارتي بازي در ميان نيست .
يادمه يه بار يكي از اعضاي خانوادم تو يه آزمون استخدامي كه فقط  2 نفر رو ميخواستند شركت كرده بود نزديك به 1000 نفر جوون بيكار اومده بودند امتحان بدند . 1000 جوون بيكار اميد اين رو داشتند كه شايد جزو يكي از اين 2 نفر قبول شده ها بشند .
نمونه هايي از اين دست زياده . يه بار ديگه هم در آزمون استخدامي آموزش و پرورش به عينه شاهد اين بودم كه شخصي نه تنها رتبش بالا شده بود بلكه تمام اولويتهايي كه مربوط به افراد بومي - فرزند فرهنگي بودن و غيره بود هم شامل حالش ميشد . ولي با تعجب متوجه قبولي افراد غير بومي با نمرات پايينتر از اون شخص شديم . پيگير كه شديم متوجه شديم ايشون از اقوام بسيار نزديك نجيب زادگان  دربار تشريف دارند . اون شخص خواست به دفتر رياست جمهوري اين موضوع رو گزارش كنه ولي به دليل همون بي حوصلگيها و اينكه ميدونست فايده نداره اين موضوع رو پيگيري نكرد .
داشتم ميگفتم . فوق رو هم كه به اين راحتي ها قبول نميشي . بشين يك سال - دو سال - سه سال بخون . اومديم و ديگه خدا رحم كرد سال سوم قبول شدي . اونم سراسري . چيزي كه ريخته فوق ليسانس . به زور كارهايي رو كه قبلاً به ليسانسه ها محول ميكردند حالا به فوقيها محول ميكنند . ميترسم وقتي فوق قبول شدم ، يا يه چيز جديدتر بياد يا دكترا . مسلماً فوق ليسانس تضمين كننده داشتن يه شغل مناسب نيست . البته از نظر من .

راستي تو پست قبليم زده بودم : تا اطلاع ثانوي تعطيل . ميخواستم يكي دو ماهي رو آپ ديت نكنم . به دليل برخي بي حوصلگيها و مشغله هاي درسي . ولي يادم اومد 16 آذره و تولد يكسالگي وبلاگم . حيفه به اونايي كه تو اين يك سال به وبلاگم سر ميزدند يادآوري نكنم كه چه زود يكسال گذشت ! 

تو اين پست ( تولد يكسالگي وبلاگم ) داشتن بهترين اوقات رو براتون آرزو ميكنم  .همچنين براي خودم . اميدوارم امسال تو هر شرايطي كه هستيد تا سال ديگه اين وقت بهترين اوقات رو داشته باشيد  . اگر هم اوضاع و احوالتون خوبه . خب الهي شكر . انشاالله تا سال ديگه بهتر از اين باشيد .

راستي روز دانشجو رو هم به همه دانشجوها تبريك ميگم .

نوشته شده توسط سودابه | لینک ثابت | موضوع: