تبليغاتX
جوان امروز
دوشنبه 21 اسفند1385 ساعت 1:6

سلام به همه دوستان خوبم.

به پيشنهاد آقاي آخوندي تصميم گرفتم كه اين دفعه درباره يه موضوع اجتماعي بنويسم. البته وقتي آقاي آخوندي پيشنهاد داد  پرسيدم چه موضوع خاصي ؟ جامعه ما پره از مشكلات اجتماعي كه حتي لازم نيست براي پيدا كردنشون به اطرافت دقت كني!

توي اين روزها كه بوي عيد مياد و حال و هواي مردم براي تدارك ديدن سور و سات عيد ديدنيه براي خريد كتاب رفته بودم آمادگاه . وقتي پسر بچه دست فروشي رو ديدم كه از زور خستگي يا هر علت ديگه اي به جاي اينكه مدرسه باشه و درس بخونه روي پله ها نشسته بود و سرش رو روي زانوش گذاشته بود واقعاً دلم براش سوخت . البته اون لحظه با دوربين موبايل كه كيفيتش پايين تر از دوربين ديجيتاله عكس گرفتم كه تو وبلاگ بذارم. لازمه بگم اون پسر بچه حتي متوجه نشد كه من دارم ازش عكس ميگيرم چون مدتها بعد از اينكه ازش دور شدم هنوز خواب بود .پسر بچه دست فروشاز اينا همه كه بگذريم امسال عيد با وجود افزايش قيمتها مردم مثل مور و ملخ ريختند تو بازار و خيابون . انگار هنوز اون رسم قديم كه مردم سالي يك بار خريد ميكردند اونم عيد به عيد ، از بين نرفته . با اين تفاوت كه مردم ما يعني بهتره بگم اكثر مردم علاوه بر خريدهايي كه كلاً در طول سال ميكنند ( مخصوصاً پوشاك) خريد عيدشون سر جاشه ! ولي من گه اينطوري نيستم . من سعي ميكنم خريد عيدم رو يكي دو ماه قبل يا بعد عيد انجام بدم. به قول يكي از فاميلامون خريد عيد مال اون زمانهايي بود كه مردم از زور فقر و بيچارگي سال تا سال خريد نميكردند. شور شوقش هم به خاطر همون بود. وقتي مردم در طول سال ميتونند چيزهايي كه مايحتاجشونه و حتي مضاف بر اون تهيه كنند ، به نظر شما شور و شوق خريد عيد باز هم همون معناي قديميه خودش رو داره؟ نميدونم ! حتماً داره كه اين همه جمعيت براي خريد ريختند بيرون . خريد هميشه لذت بخشه .

آجيل فروشي چگونيان

وقتي يكي مثل اون پسر بچه دست فروش رو ميبينيد چه احساسي نسبت بهش داريد؟

در حالي كه التماستون ميكنه : آقا / خانم تو رو خدا ! دعا بدم ؟ آدامس بدم ؟ تو رو خدا ! يه دونه ؟!

و وقتي انبوهي از اونا مخصوصاً ميدان امام كه ميريد دورتون جمع ميشند و ول كنتون نيستند.

در اين لحظات با وجود اينكه ازشون متنفرم دلم براشون ميسوزه . يه بار يكيشون موقعي كه ميخواستم يه عكس هنري بگيرم انقدر سماجت به خرج داد و اذيت كرد و اومد تو كادر كه نزديك بود بزنم تو گوشش . اگه بابام كنارم نبود و با خريدن آدامساش براي اينكه دست از سرمون برداره ردش نكرده بود حتماً اين كار رو ميكردم.

جالبه ! روشون هم مثل سنگ پا قزوينه . هر چي ناسزا بدي و تهديدشون كني كه ... فايده نداره.

حالا به نظر شما چقدر فاصله طبقاتي تو جامعه ما كم شده؟

 

نوشته شده توسط سودابه | لینک ثابت | موضوع: