"از نفس افتاده" خیلی استرس آوره . نمیدونید که من اون قسمتش که کیف آرش توي دفتر بابای نازی جامونده بود مُردم از هیجان و اضطراب و دلهره. جونم به لبم رسید. این قاسم جعفری هم هر فیلمی که میسازه یه دختری یه پسری رو میخواد یا بر عکس. آخرش هم به هم نمیرسند اگه هم برسند بی سرانجامه. مگه خط قرمز نبود؟
"آدمخوار" رو هم که متاسفانه نمیتونم ببینم چون کانال ۵ " تا صبح " شروع میشه. چقدر مسخرست . هنوز نه به باره نه به داره . علی خودش رو واسه شهرزاد داره میکشه . آخه کدوم پسری اینقدر بی فکره . اون روز شهرزاد اومده بود جواب رد به علی بده ولی نشد .
"به دنیا بگویید بایستد" قشنگتر از همه است . مخصوصاْ با بازی حامد کمیلی . که در فیلم "پرواز در حباب " هم گل کاشته . به قدری مسلط بازی میکنه که به طور کلی شخصیتش با اعلا فرق میکنه . یعنی اصلاْ انگار یکي دیگست . در صورتی که زبیر در " فیلم جابربن حیان" همون شخصیت رو در فیلم از نفس افتاده حفظ کرده . هنوز همون لحن و همون حالات زبیر رو داره.به زودي حامد كميلي جاي همه ستاره ها رو خواهد گرفت . جاي گلزار ، جاي پورسرخ ، جاي حسام نواب صفوي و جاي بهرام رادان . اميدوارم. اما متاسفانه چيز زيادي درمورد حامد كميلي در اينترنت پيدا نكردم . الان كه شما اين مطلب رو ميخونيد نميدونم چه طور باشه ولي الان كه من اين مطالب رو مينويسم در موتور جستجوگر گوگل فقط دو الي سه مطلب درمورد حامد كميلي پيدا كردم كه اون هم توسط وبلاگ نويسهايي مثل من نوشته شده بود نه سايت هاي معتبر صدا و سيما.
"زیر تیغ " با بازي پرويز پرستويي بينندگان زيادي رو جذب كرده . آثار قبلي اين كارگردان به مراتب كم بيننده تر از اين اثر بود . ولي نويسنده با تصوير كردن داستان غم انگيز زندگي اين دو خانواده دست روي احساسات مردم گذاشته و مردم هم كه هميشه از ديدن اينطور سريالهاي غم انگيز بدشون نيومده همچنان اون رو دنبال ميكنند. البته خود من شخصاً چند
قسمت از اين سريال رو به دليل اينكه واقعاً شورش رو درآوردند با اين فيلم ساختنشون از ديدن صرف نظر كردم.
واقعاً اعصاب مردم خورد ميشه . خيلي ناراحت كننده است. مردم خودشون به اندازه كافي غم و غصه و نگراني دارند .
وقتي براي رفع خستگيهاي كارو زندگي روزانه تلويزيون رو روشن ميكنند تا دلشون باز بشه بايد به ناچار بشينند اين برنامه هاي غم انگيز و استرس زا رو ببينند. ولي خوشبختانه يه دو ساليه كه خيلي بهتر شده .
اگه مثل من همه ي اين فيلمها رو ديديد تا حالا بايد براي خودتون يه كارشناس و منتقد درست و حسابي شده باشيد.
نظرتون رو درمورد هر فيلمي كه ديد بنويسيد . ممنون. ![]()
![]()
گفتگوی خودمانی با حافظ
نيمه شبِ پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم كجا روى تو گفتا خودم ندانم
گفتم بگير فالى گفتا نمانده حالى
گفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خيالى
گفتم كه تازه تازه شعر و غزل چه داري؟
گفتا كه مى سرايم شعر سپيد بارى
گفتم زدولت عشق،گفتا كه كودتا شد
گفتم رقيب ، گفتا او نيز كله پا شد
گفتم كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا شده ستاره در فيلم سينمايى
گفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروز
گفتا عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم بگو ز مويش،گفتا كه مِش نموده
گفتم بگو ز يارش ، گفتا ولش نموده
گفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنون
گفتا شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم كجاست جمشيد؟جام جهان نمايش
گفتا : خريد قسطى تلوزيون به جايش
گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشى در دفتر اداره
گفتم بگو ز عهد آن رهنماى منزل
گفتا كه دست خود را بر دار از سر دل
گفتم ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم بگو ز محمل يا از كجاوه يا دى
گفتا پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوك مدادى
گفتم كه قاصدك كو آن باد صبح شرقى
گفتا كه جاى خود را داده به فاكس برقى
گفتم بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا به جاى هدهد ، ديش است وماهواره
گفتم سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا به پست داده آورد يا نياورد؟
گفتم بگو ز مشكِ آهوى دشت زنگى
گفتا كه ادكلن شد در شيشه هاى رنگى
گفتم سراغ دارى ميخانه اى حسابى
گفت آنچه بود از دم ، گشته چلوكبابى
گفتم بلند بوده موى تو آن زمان ها
گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتي؟
گفتا نديده بودم هالو به اين خرفتى !!!

