چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت 23:54
اگه جوونيد و داريد حرفهاي من رو ميخونيد ، آيا تا حالا كسي بهتون گفته " قدر جوونيت رو بدون " ؟ تا حالا به اين فكر كرديد كه چه طوري بايد قدر جوونيمون رو بدونيم؟ من كه خودم شخصاً فكر ميكنم اگه به همه ي آرزوهام برسم و از جوونيم براي رسيدن به اهدف بزرگم استفاده كنم اونوقته كه قدر جوونيم رو دونستم. اما اگه خوب فكر كنيد اين سوال براتون پيش مياد كه چه جوري به اون اهداف بزرگ برسيم ؟ اينطور نيست؟ اونوقته كه بايد راههاي درست رسيدن به آرزوهامون رو انتخاب كنيم .همه ي اينا درست ! ولي وقتي سرگذشت بعضي از آدما رو ميشنوم ميبينم كه لطف و نظر خدا كه ما آدما اسمش رو گذاشتيم شانس يا سرنوشت نقش اصلي رو توي زندگي ما بازي ميكنند . تو چقدر شانس داري؟ ( چقدر به خدا نزديكي؟ )
3 سال پيش در فرهنگسراي فاضل شاهد نمايشگاه قطعه سنگي از كره ماه بودم كه توسط مهندس محمدحسين حقيقي همشهري عزيزم برگزار شده بود . ايشان تحصيلات خودشان را در رشته مهندسي تكنولوژي دانشگاه پلي تكنيك كاليفرنيا به پايان رسانده و در شركت
" راك ول اينترنشنال " كه ساخت سفينه هاي فضايي و شاتل را از طرف ناسا به عهده داشت مشغول به كار بودند. طراحي هاي جديدشان در كتاب ساليانه ناسا در سه سال متمادي چاپ و نامزد بهترين مدال ناسا شد .خلاصه اينكه وقتي از ايشان درخواست كردم كه خاطره اي براي من بنويسند متن زير را نوشتند . يكي از بهترين لحظات زندگي من زماني بود كه سنگ ماه را لمس كردم . نوشته ي زير عيناً همان خاطره ي مهندس محمدحسين حقيقي براي من است.
3 سال پيش در فرهنگسراي فاضل شاهد نمايشگاه قطعه سنگي از كره ماه بودم كه توسط مهندس محمدحسين حقيقي همشهري عزيزم برگزار شده بود . ايشان تحصيلات خودشان را در رشته مهندسي تكنولوژي دانشگاه پلي تكنيك كاليفرنيا به پايان رسانده و در شركت
" راك ول اينترنشنال " كه ساخت سفينه هاي فضايي و شاتل را از طرف ناسا به عهده داشت مشغول به كار بودند. طراحي هاي جديدشان در كتاب ساليانه ناسا در سه سال متمادي چاپ و نامزد بهترين مدال ناسا شد .خلاصه اينكه وقتي از ايشان درخواست كردم كه خاطره اي براي من بنويسند متن زير را نوشتند . يكي از بهترين لحظات زندگي من زماني بود كه سنگ ماه را لمس كردم . نوشته ي زير عيناً همان خاطره ي مهندس محمدحسين حقيقي براي من است.
سودابه زيبا
به درخواست شما يك خاطره از زندگي خود را برايت مينويسم.
در 35 سال پيش كه به آمريكا رفتم در رستوراني مشغول ظرفشويي بودم كه يكباره متوجه فارسي نوشتن يك مهمان شدم. از او سوال نمودم كه ايشان ايراني هستند و در جواب گفتند آقاي دكتر غفاري يكي از دانشمندان ناسا بودند . ايشان دلش به حال من سوخت و به شركت ناسا من را دعوت نمود . روزي كه از ناسا ديدن ميكردم آرزو كردم روزي يكي از مديران آنجا شوم . سعي و كوشش و تحصيل و رفتار خوب با مردم 18 بعد در آن شركت بعنوان مهندس نمونه انتخاب شدم.
تفسير اين خاطره با شما
با احترام ، محمدحسين حقيقي
29 ارديبهشت 1382
یکشنبه 26 آذر1385 ساعت 23:14
آيا باور داريد كه هنوز بعضي از عقايد دوران جاهليت اعراب در ايران به چشم ميخورد؟
من به عينه شاهد وجود افرادي با چنين عقايد عقب مانده و مترود در جامعه هستم. يكشنبه ها 2 ساعت كلاس اصول فقه داريم .با استاد توكلي. استاد بدي نيست . از نظر علمي تقريبا در سطح بالايي است و دروس مربوط به مباني استنباط حقوق اسلامي را به خوبي به دانشجويان تفهيم ميكند. البته اگر بخواهيم حساب كنيم ساعت مفيد كلاسش به نيم ساعت هم نميرسد .چون يك ساعت و نيم از وقت كلاس را با بحث هاي بيهوده و منفور دانشجويان ، مخصوصاً دانشجويان دختر تلف ميكند. بحث هايي مثل اينكه متاسفانه بعد از انقلاب به زنها بهاي بيشتري داده شده و زن ها هم سطح مردان در حال پيشرفت و ترقي هستند ، اينكه زنها را نبايد آدم به حساب آورد و تا دلتان بخواهد از جنس مونث بد گفتن . به قول خودش زن جماعت. جالب اينجاست كه حرفهايش را ميزند و بعد ميگويد : " من از شما خانم هاي محترم معذرت ميخوام منظورم اصلا شماها نيستيد" .بهترين فرصت براي ابراز وجود بعضي از پسرهاي كلاس در اين مواقع است كه تعداد كمي از اونها به پشتيباني از استاد حرفهاي نسنجيده و بي معنايي كه از قبل دردهانشان مزه نميكنند به زبان مي آورند كه واقعاً در شان كلاس نيست .من دختر فمينيسمي نيستم ولي با اينگونه طرز تفكر تا اين حد براي خودم ، براي ايران عزيزم و براي مكان مقدسي به نام دانشگاه متاسفم. وجود افرادي با سطح تحصيلات بالا ولي تفكرات عصر جاهليت كه هويت من و امثال من را زير سوال ميبرند درد آور است.من فكر ميكنم دلايل وجود چنين افرادي به طور متوسط در جامعه عقده هاي رواني ، وجود پيش زمينه هاي منفي و يا تجارب بد خانوادگي و اجتماعي است ؛ كه خوشبختانه زن هاي امروزي با بي توجهي به چنين تفكرات و رفتارهاي مترود به درجه هاي بالاي علمي ، هنري ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و ... رسيده اند.
من به عينه شاهد وجود افرادي با چنين عقايد عقب مانده و مترود در جامعه هستم. يكشنبه ها 2 ساعت كلاس اصول فقه داريم .با استاد توكلي. استاد بدي نيست . از نظر علمي تقريبا در سطح بالايي است و دروس مربوط به مباني استنباط حقوق اسلامي را به خوبي به دانشجويان تفهيم ميكند. البته اگر بخواهيم حساب كنيم ساعت مفيد كلاسش به نيم ساعت هم نميرسد .چون يك ساعت و نيم از وقت كلاس را با بحث هاي بيهوده و منفور دانشجويان ، مخصوصاً دانشجويان دختر تلف ميكند. بحث هايي مثل اينكه متاسفانه بعد از انقلاب به زنها بهاي بيشتري داده شده و زن ها هم سطح مردان در حال پيشرفت و ترقي هستند ، اينكه زنها را نبايد آدم به حساب آورد و تا دلتان بخواهد از جنس مونث بد گفتن . به قول خودش زن جماعت. جالب اينجاست كه حرفهايش را ميزند و بعد ميگويد : " من از شما خانم هاي محترم معذرت ميخوام منظورم اصلا شماها نيستيد" .بهترين فرصت براي ابراز وجود بعضي از پسرهاي كلاس در اين مواقع است كه تعداد كمي از اونها به پشتيباني از استاد حرفهاي نسنجيده و بي معنايي كه از قبل دردهانشان مزه نميكنند به زبان مي آورند كه واقعاً در شان كلاس نيست .من دختر فمينيسمي نيستم ولي با اينگونه طرز تفكر تا اين حد براي خودم ، براي ايران عزيزم و براي مكان مقدسي به نام دانشگاه متاسفم. وجود افرادي با سطح تحصيلات بالا ولي تفكرات عصر جاهليت كه هويت من و امثال من را زير سوال ميبرند درد آور است.من فكر ميكنم دلايل وجود چنين افرادي به طور متوسط در جامعه عقده هاي رواني ، وجود پيش زمينه هاي منفي و يا تجارب بد خانوادگي و اجتماعي است ؛ كه خوشبختانه زن هاي امروزي با بي توجهي به چنين تفكرات و رفتارهاي مترود به درجه هاي بالاي علمي ، هنري ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و ... رسيده اند.

