مجید ابهری در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت : بروز و گسترش تخلفات رایانه ای اعم از کلاهبرداریهای حقیقی و در فضای مجازی و یا سو استفاده های جنسی معمول ترین و فراوان ترین بهره وری منفی از این ابزار فناوری است .
متخصصان تخریب در داده ها اختلال در سیستمها سرقت و کلاهبرداری و جرایمی همچون علیه عفت عمومی را از رایجترین جرم های رایانه ای در ایران می دانند.
پیش از این سخنگوی قوه قضائیه با اعلام افزایش ۲۴ درصدی جرایم رایانه ای در کشور گفته بود : قوانین کافی درباره جرایم رایانه ای در کشور وجود ندارد و استنباط از قوانین سنتی برای رسیدگی به پرونده های مربوط به این جرایم نامناسب است .
موضوع شکل گیری جرایم رایانه ای برای اولین بار در سال ۸۴ در کمیته مشترکی که به همین منظور با حضور نمایندگان دولت و قوه قضاییه تشکیل شد مورد بررسی قرار گرفت و این کمیته لایحه جرایم رایانه ای را پس از تصویب هیئت دولت برای بررسی نهایی به مجلس ارسال کرد.
این آسیب شناس اجتماعی می گوید : کلاهبرداری هایی نظیر برنده شدن در قرعه کشی های موهوم باعث شده که هزاران نفر از مردم دچار زیان های مالی شوند. این در حالی است که در داخل کشور نیز عده ای فرصت طلب با بهره گیری از آشنایی خود با کارکرد رایانه اقدام به فریب دیگران سو استفاده های مادی و معنوی و تخلفات تصویری و دروغ پردازی و بازی با آبروی مردم می کنند.
ابهری معتقد است اطلاع رسانی به موقع آگاه سازی و بیان واقعیات و آموزشهای ضروری موثرترین ابزار مقابله با جرایم رایانه ای محسوب می شوند. همچنین با ایجاد بخشهای کنترل و نظارت در نیروی انتظامی و قوه قضائیه و بکارگیری نیروهای ماهر باید فعالیتهای رایانه ای را کنترل و از وقوع چنین جرایمی جلوگیری کرد.
بر گرفته از سایت آفتاب







* ببخشید این کامنت از شماست؟
* و ...
بيشتر از يك ماه است كه مثل قبل به اينترنت متصل نميشوم .
نه فرصت سر زدن به وبلاگ دوستان را دارم و نه حوصله ي كامنت گذاشتن .
مدتيست كه براي انجام كارهاي دانشگاهي سري به اينترنت ميزنم و تنها مجالي براي خواندن كامنتهايي كه دوستان لطف ميكنند و يادي از من ميكنند، پيدا ميكنم.
متاسفانه چند روزيست كه اغلب كامنتهاي خصوصي درج شده در وبلاگ بنده با اين سوال شروع ميشود :
* سودابه تو اين كامنت رو گذاشتي ؟!؟!؟
* به گمانم کسی به اسم شما برای من کامنت پر از ناسزا گذاشته بود.
و ...
خواستم از اين طريق به همه ي دوستان عزيز و محترم اعلام كنم كه بنده براي هيچ كس كامنت (اعم از توهين آميز و ... ) نگذاشتم . و تا اطلاع ثانوي هم اصلا هيچگونه كامنتي نميگذارم .
اگر در طي اين مدت شخصي با نام من براي شما كامنت گذاشته است متاسفم و از طرف ايشان از شما عذر خواهي ميكنم .
تا حدودي مطمئن هستم كه چه كسي اقدام به اين عمل زشت كرده است .
چون بيشتر دوستان به شخص واحدي اشاره كرده اند . و دلايل نرم افزاري و كامپيوتري ديگري هم تاييد كننده و تعيين كننده ي فرد مورد نظر است.
و از آنجايي كه بنده با هيچ كسي دشمني ندارم، اينكار تنها از يك نفر برمي آيد كه اميدوارم دوستان اين عمل ايشان را به پاي سادگي و فشار بيش از حد اوقات بيكاري او بگذارند نه چيز ديگر . اگر چه اين قبيل كارها از يك انسان فهميده ي باسواد و با فرهنگ (!!!!) كه وقت و هزينه ي اتصال به اينترنت خود را ميتواند صرف كارهاي سودمند ديگري كند بعيد است .
اما اگر گذاشتن كامنتهاي پسند و ناپسند از قول ديگران براي ايشان شادي آفرين است ملالي نيست . وقتي كه تنها وسيله ي سر گرمي براي مردم يك شهر اينترنت ميشود و وقتي كه سطح دانش افراد براي استفاده هاي مفيد از اينترنت محدود است اميدوارم كه حداقل اين شادي ايشان تا يك سال مستدام بماند . چون فكر ميكنم پارسال هم مدتي اقدام به گذاردن كامنت از قول ديگران براي من و بالعكس ميكردند و پيشنهاد من به ايشان مراجعه به يك روانشناس يا روانپزشك (!) متبحر است . باشد كه از اين به بعد راه كارهاي ديگري را براي تخليه ي عقده هاي رواني خود بيابد.
خوشحالم كه همه دوستان مرا ميشناسند و متوجه كامنتهاي جعلي از طرف اشخاص ديگر ميشوند .
متن كامنت يكي از دوستان :
معلومه که تو نبودی اصلاً جای شک نداشت.
خوشبختانه علوم كامپيوتري و فناوري اطلاعات به آن حد از پيشرفتگي رسيده است كه بتوان به سادگي اين قبيل افراد را از طريقIP و ISP هايشان شناسايي كرد و حتي به شماره تلفنهايي كه از طريق آن به اينترنت متصل و اقدام به جرم ميكنند دست يافت .
در پايان يادآور ميشوم كه بنده و كامپيوتر بنده هم از اين امر مستثني نيست و مدارك و ادله اي دال بر اقدام ايشان وجود دارد . محترمانه از ايشان ميخواهم كه از من عذر خواهي كرده و به اين اعمال خود پايان دهد . وگرنه مجبور ميشوم كه از طريق مراجع قضايي اقدام كنم و مدارك و شماره كانت شده به اينترنت ايشان را در اختيار مراجع ذيصلاح قرار دهم.
با تشكر از همه ي دوستان عزيز
بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمهها و دشتها
خوش بحال دانهها و سبزهها
خوش بحال غنچههای نيمهباز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمیپوشی بکام
باده رنگين نمیبينی به جام
نقل وسبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که میبايد تهی است؛
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

